شانس انقلاب انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

شانس: انقلاب انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

این روزها اگر دنبال کننده تیترهای بعضی روزنامه ها باشیم و بعضی برنامه های صداوسیما را راجع به قرارداد با توتال نگاه کنیم، به یقین به این می رسیم که کشور در زمی

مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

عبارات مهم : حماسه

این روزها اگر دنبال کننده تیترهای بعضی روزنامه ها باشیم و بعضی برنامه های صداوسیما را راجع به قرارداد با توتال نگاه کنیم، به یقین به این می رسیم که کشور در زمینه نفت و گاز از دست رفته و خاکریز های عزت و غرور ایرانی تا لب سنگر آخر فتح شده است است!

مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

فضایی که این رسانه ها می سازند، این عنوان را القا می کند که مانند اوضاع استعماری صد سال پیش و دوران ویکتوریا، یک غارتگر آمده و منابع زیرزمینی ما را به یغما برده است و مدیران و مسئولان مربوطه کشور، شاه سلطان حسین وار، به جای دفاع از منافع ملی، آش بار گذاشته اند تا ملائک از کشور دفاع کنند؛ ولی خب، آش افاقه نکرد و همه چیز از دست رفت.

قرارداد با توتال در قالب قراردادهای تازه نفتی منعقد شد. این قالب تازه، از همان ماه های اول دولت روحانی کلید خورد و بعد از سختى ها و آسانى ها های گوناگون و اصلاحیه های بسیار که اتفاقا نشان از موشکافی همه لایه های کارشناسی و سیاسی نظام دارد، به مرحله اجرا رسید و توتال نخستین آن را راجع به توسعه فاز ١١ پارس جنوبی امضا کرد. از همان روز هایی که از شرایط عمومی قراردادهای تازه نفتی رونمایی شد (مهر ٩٤) تا امروز، مخالفان حول محور چند حرف و سخن انتقاد کرده اند و هرچه اصلاحیه رفته و پرداخته شده است هست، حرف دوستان همان بوده که بود و تغییری نکرده است.

این روزها اگر دنبال کننده تیترهای بعضی روزنامه ها باشیم و بعضی برنامه های صداوسیما را راجع به قرارداد با توتال نگاه کنیم، به یقین به این می رسیم که کشور در زمی

اینکه ما خود می توانیم و آیا خارجی ها؟ از بااهمیت ترین این سخنان هست. برساخته مخالفان این قراردادها، این است که یک خارجی داریم که یا با قطر شریک است و به فکر چپاول و غارت ماست یا اینکه رشوه داده است و سابقه خوبی ندارد یا اینکه این پروژه باعث ايجاد ١٠ هزار کار در فرانسه یا انگلیس و… می شود و شرکت ها و سازندگان ایرانی بی کار می مانند. در برابر این خارجی، ما یک داخلی داریم که با غرور و عزت در دوران تحریم خط مقدم نفت و گاز کشور را حفظ و پروژه ها را اجرا کرد و نگذاشت کشور در ورطه رکود و بی کاری بیفتد. حالا هم باید به این عزت آفرینان توجه کرد و کارها را به آنها داد و از خارجی ها دوری کرد.

اینکه یکی در پی خیانت به منافع ملی کشور عزیزمان ایران است و یکی به دنبال خدمت، شاید در ادبیات سیاسی جایگاهی داشته باشد؛ ولی واقعیت های پروژه ای، این را نشان نمی دهد. در واقع ما نه خائن داریم و نه خادم. ما مدل اجرای شلخته و بی برنامه داریم، با اجرائی دقیق و مهندسی. اساس مدیریت مگا پروژه های نفتی و گازی، بر مبنای توانایی مالی و فنی است و حماسه بردار نیست. دقیق تر بخواهیم بگوییم؛ حماسه اینجا قدرت محاسبه و مدیریت است و با شورآفرینی هیجانی و بعضا استادیومی میانه ای ندارد.

می توان ارزش مدیریت و محاسبه را در مقایسه دو مگا پروژه در کشور سنجید؛ فاز ٢ و ٣ به عنوان نخستین پروژه پارس جنوبی، در شرایطی شروع شده است است که در عسلویه و پارس جنوبی چیزی نبود؛ روستایی بود که یک شبه قیمت میلیاردی خورده بود؛ ولی هیچ زیر ساختی نداشت. اجرای این فاز دست توتال بود که در ٥٢ ماه انجام شد و به تولید رسید. تمام میزان سرمایه گذاری به مبلغ ٤/٢ میلیارددلاری از منابع خارجی، در پنج سال از محل درآمد حاصل از فروش میعانات گازی همان پروژه، بازپرداخت شده است هست؛ دقیقا همین مدلی که در فاز ١١ آینده نگری شده است هست؛ منابع مالی از خارج و بازپرداخت از محل فروش میعانات گازی. ولی فاز ١٥ و ١٦ که حدود سه سال بعد از تکمیل فاز های ٢ و ٣ شروع شد و طبیعتا با تجربه ای که کشور در این زمینه به دست آورده بود، باید دقیق تر و سریعتر اجرا می شد، حدود ١٠٢ ماه طول کشید؛ با هشت میلیارد دلار سرمایه گذاری از محل منابع داخلی و از سوی پیمانکار داخلی. در واقع، چیزی بالغ بر ٣٠ هزار میلیارد تومان از بودجه کشور صرف این پروژه شد که البته بودجه نبود و منابع بانک مرکزی بود و اکنون در حساب بدهی های شرکت ملی نفت است.

مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

در واقع، دوبرابر قیمت، دو و سه برابر پروژه اجرا و شرکت نفت هم بابت آن به بانک ها بدهکار شد. فاز ٢ و ٣ در دولت اصلاحات امضا، اجرا و تمام شد؛ فاز های ١٥ و ١٦ در دولت اصولگرایان امضا شد و با تمام اوج و پایین ها، تمام نشد و به دولت روحانی رسید؛ انتهایش هم شرکت ملی نفت کشور عزیزمان ایران بابت آن بدهکار شد. در مدل دولت اصلاحات، شرکت نفت بدهی نداشت و از محل بازپرداخت فروش میعانات، حساب پیمانکار را صاف می کرد. کمی محاسبه در به موقع نرساندن پروژه، نشان می دهد چقدر مدل اجراها با هم تفاوت دارد؛ در دوره توسعه هر دو پروژه ، بنا بر آمار برنامه ریزی تلفیقی شرکت نفت، ضرر و زیان هر روز تأخیر در یک فاز پارس جنوبی، دوونیم میلیون دلار بود.

در واقع، دیرکرد دو فاز روزی ٥ میلیون دلار به کشور ضرر می زد و ماهی ١٥٠ میلیون دلار. ٥٠ ماه تأخیر؛ یعنی ٧,٥ میلیارد دلار خسارت. هشت میلیارد دلار هم که از منابع بانک مرکزی صرف این کار شده است هست؛ یعنی ١٥ میلیارد دلار عقب افتادگی کشور به نسبت اجرای فاز ٢ و ٣. این مدل اجرای پروژه ها در دولت اصولگرا بود. در مقابل، دولت اصلاحات با منابع خارجی یک طرح در کشور را به موقع اجرا کرد و کشور را به درآمدهای حاصل از آن فاز رساند؛ بدون تأخیر و بدون تحمیل کردن هشت میلیارد دلار هزینه به منابع بانک مرکزی و بدهکار کردن شرکت نفت. حالا اوضاع نقد های این روزها را یک بار مرور کنیم.

این روزها اگر دنبال کننده تیترهای بعضی روزنامه ها باشیم و بعضی برنامه های صداوسیما را راجع به قرارداد با توتال نگاه کنیم، به یقین به این می رسیم که کشور در زمی

در مدت اجرای مدل دوم که ١٥ میلیارد دلار عقب افتادن به کشور تحمیل کرد، هیچ نقدی که نشد، هیچ، بلکه صحبت از حماسه شد و این سخنان نیز به میان آمد. منتقدان امروز هیچ نگفتند. کسی از خسارت به کشور حرفی نزد. از عقب افتادن نسبت به قطر؟ هیچ. منتقدان امروز قرارداد با توتال، در بسیاری از بزنگاه های نفتی دیگر هم سکوت کردند و هیچ نگفتند. به عنوان نمونه در مدل همکاری در تولید که در میدان فرزاد B قرار بود با هندی ها امضا شود، نه دکتر درخشان سخنی گفت، نه آقای اصغر ابراهیمی، نه زاکانی و نه خادمی. در این مدل، مالکیت مخزن به شرکت های توسعه دهنده (خارجی) جهت مدت طولانی واگذار می شود (مشابه قراردادهای نفتی دهه ٣٠ و٤٠ ایران). این اتفاق در وزارت آقای رستم قاسمی در حال انجام بود. کسی سخنی نگفت. ولی قراردادهای تازه نفتی که مالکیت مخزن را به شرکت خارجی نمی دهد و فقط در یک قرارداد بلندمدت بهره برداری از میدان را به شرکت و پیمانکار می دهد، با شدیدترین نقدها از سوی همان کسانی مواجه می شود که آن روز سکوت کردند. جالب است آن دوره را حماسه می دانند و این دوره را ذلت.

میان این منتقدان، کسانی هستند که در اوج نیاز شرکت های سازنده و پیمانکار داخلی، ساخت دکل حفاری را به قیمت ٣٠٠ میلیون دلار به چینی ها دادند و با صدای بلند گفتند در این زمینه توان داخلی نداریم. ولی امروز که مدیرعامل جایی و شرکتی نیستند، مدافع همان سازندگان داخلی شدند. در کلام ارزش هم حماسه، خیانت، خدمت و ذلت موج می خورد و خودشان را حماسه ساز و دیگران را ذلت ساز می دانند.

مخالفان امروز توتال،چرا در دوره سوء استفاده های دولت احمدی نژاد ساکت بودند

این توتال نیست که خیلی ماه است و فرشته؛ قطعا این شرکت در پی منافع خود هست؛ چه در ایران، چه در قطر و چه در عربستان. این ما هستیم که با مدیریت کردن و برنامه ریزی دقیق، از توان مالی و فنی شرکت های بین المللی در جهت منافع خود بهره می بریم. این تجربه در کشور ثبت شده است است و این روزها باز در حال تجربه آن هستیم.

ماجرای جالب تر این است که تشکل های بخش خصوصی، سازندگان و پیمانکاران بخش شخصی از قرارداد توتال حمایت کردند و از وزیر تقدیر. مشخص نیست مخالفان سنگ چه کسانی را به سینه می کوبند. مخالفت های عجیب امروز در برابر قرارداد با توتال، دچار دوگانگی مزمن اخلاقی هست؛ آیا در برابر کوتاهی های قبل هیچ نگفتند؟ و آیا تدبیر را ذلت نشان می دهند؟ اینکه در دوره ای که وهابیت و اسرائیل متحد علیه هرگونه سرمایه گذاری در کشور عزیزمان ایران عمل می کنند، این صداها چه معنی می تواند داشته باشد، ذهن را اسیر خود می کند. بهتر است فکر نکنیم. ولی فراموش نمی کنیم که شما روزگاری بس طولانی ساکت بودید و هیچ نگفتید. سکوت دیروزتان و هیاهوی امروزتان.

اخبار اقتصادی – شرق

واژه های کلیدی: حماسه | خارجی | منابع | پروژه | قرارداد | اخبار اقتصادی و بازرگانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs